تاريخ : پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت: 16:49
|
ماشین40میلیاردتومانی/مامبوجامبو
گرانترین ، پرسرعت ترین ماشین دنیا با قیمتی نزدیک به یک و نیم میلیارد تومان....
مثل اینکه دوست گرامی با این مطلبش خواسته دل ما را بسوزاند ما که :
"گران ترین ، پر سرعت ترین ماشین دنیا با قیمتی نزدیک به یک و نیم میلیارد تومان . مدل جدید بوگاتی ویرون چنین لقبی را به خود اختصاص داده است . این ماشین ۱/۳۵ میلیون یورو قیمت دارد و قدرتی معادل ۱۰۰۱ اسب بخار را یدک میکشد .
این ماشین قدرت رسیدن به سرعت ۴۵۰ کیلومتر در ساعت را دارد . این ماشین ظرف مدت ۱ ثانیه ۱۰۰ متر را طی می کند
شیشه های این ماشین از جنس تیتانیوم ساخته شده برای اینکه اگر از جنس های معمولی استفاده میشد در سرعت های بالا و هنگامی که فرضآ یک پرنده به شیشه ماشین برخورد کند می تواند یک فاجعه رخ دهد اینگونه فرض کنید که یک گلوله به سمت شما شلیک شده است .در این لحظه که شما در حال خواندن این متن هستید از این ماشین یک و نیم میلیارد تومانی تنها ۴ مدل به فروش رفته است .
|
مرد جواني، از دانشکده فارغ التحصيل شد. ماهها بود که ماشين اسپرت زيبايي، پشت شيشههاي يک نمايشگاه به
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت: 13:20
مرد جواني، از دانشکده فارغ التحصيل شد. ماهها بود که ماشين اسپرت زيبايي، پشت شيشههاي يک نمايشگاه به سختي توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو مي کرد که روزي صاحب آن ماشين شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که براي هديه فارغ التحصيلي، آن ماشين را برايش بخرد. او مي دانست که پدر توانايي خريد آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصيلي فرارسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فرا خواند و به او گفت: من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر کس ديگري دردنيا دوست دارم. سپس يک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولي نااميد، جعبه را گشود و در آن يک انجيل زيبا، که روي آن نام او طلاکوب شده بود، يافت. با عصبانيت فريادي بر سر پدر کشيد و گفت: با تمام مال و دارايي که داري، يک انجيل به من ميدهي؟
کتاب مقدس را روي ميز گذاشت و پدر را ترک کرد. سالها گذشت و مرد جوان در کار وتجارت موفق شد. خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده. يک روز به اين فکر افتاد که پدرش، حتماً خيلي پير شده و بايد سري به او بزند. از روز فارغ التحصيلي ديگر او را نديده بود. اما قبل از اينکه اقدامي بکند، تلگرامي به دستش رسيد که خبر فوت پدر در آن بود و حاکي از اين بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشيده است. بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد. هنگامي که به خانه پدر رسيد، در قلبش احساس غم و پشيماني کرد. اوراق و کاغذهاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا، همان انجيل قديمي را باز يافت. در حاليکه اشک ميريخت انجيل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کليد يک ماشين را پشت جلد آن پيدا کرد. در کنار آن، يک برچسب با نام همان نمايشگاه که ماشين مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روي برچسب تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است .
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت: 13:18
 |
حتي زماني که رنو و پيکان بيشترين ماشين هاي نويي بودند که در خيابان ها پيدا مي شد، باز هم ماشين بازها هرچه داشتند خرج رنو و پيکانشان مي کردند تا با ده ها هزار ماشين ديگر کشور متفاوت باشد. البته اين موضوع منحصر به کشور ما نيست و در تمام دنيا رايج است. تفاوت در اين است که درخارج، لوازم، ارزان تر و در دسترس تر است اما اينجا، گران تر تمام مي شود.اين روزها داستان ماشين بازها و ماشين بازي، اوج گرفته است. نه طرح هاي شکيل و چشم نواز ايتاليايي، نه طراحي هاي منحصر به فرد فرانسوي که مناسب براي ترافيک شهري است، نه دقت و ظرافت ماشين هاي ژاپني و نه سليقه راحت طلبي آمريکايي، هيچ کدام ماشين بازها را راضي نمي کند و موجب نمي شود تا از دستکاري و تغيير شکل ماشينهايشان دست بکشند.روزگاري کار به رينگ و لاستيک هاي جور واجور، جلوبندي، تعويض تودوزي و انواع و اقسام بوق ها محدود مي شد. اما برخي گاه حتي حاضرند دو برابر پول ماشين خود خرج کنند تا حاصل کار با آنچه که پس از ساعت ها طراحي و بررسي از آزمايشگاه هاي خودروسازي بيرون آمده است متفاوت باشد. موضوع فقط اين نيست. با افزايش بي رويه قدرت موتور، بدون تقويت سيستم هاي ترمز و فنربندي، برخي خودروها به وسيله اي بشدت ناامن تبديل مي شود. برخي تغييرات سليقه اي براي اسپرت کردن خودروها به علت آن که بدون توجه به معيارهاي مهندسي انجام مي شود، بي خطر نيست. اين در حالي است که برخي شرکت هاي خودروسازي ماشين هاي اسپرت يا سفارشي هم توليد مي کنند.
اسب هاي بالدار و البته شاخدار
از آنجا که در حال حاضر در ايران شرکت خاصي وجود ندارد که خودرو به صورت سفارشي و منحصر به فرد توليد کند، لذا برخي جوانان مبتکر ايراني با کمک برخي تعميرکاران، خودروهايشان را طوري تغيير مي دهند که کاملا منحصر به فرد مي شود. تغييراتي که از نماي ظاهري و امکانات رفاهي تا قطعات مکانيکي و اصلي خودرو را شامل مي شود. براي مثال «پرايد» بدون آن که ترمزها و فنربندي اش در کار مهندسي اصلاح شود و بدون توجه به ميزان استحکام بدنه اش، مجهز به موتور مزدا مي شود که
240 اسب بخار قدرت دارد. در حالي که قدرت اصلي موتور پرايد فقط
55 اسب بخار است.در واقع حالا پرايد به يک اسب بالدار شاخدار تبديل شده است که چندان اطميناني به ترمزش نيست. شايد هم به علت وخامت اوضاع و احوال اسپرت کردن ماشين در ايران است که اخيرا برخي شرکت هاي توليد خودرو، با الگوبرداري از خودروسازهاي بزرگ خارجي، تصميم گرفته اند تا به بازار خودروهاي اسپرت و سفارشي وارد شوند. يکي از جوانان که يد طولايي در صنعت اسپرتيسم! دارد
8 ميليون تومان براي پژو
405،
12 ميليوني اش دست و دلبازي کرده است تا صاحب رينگ، لاستيک، فنربندي و سيستم جديد شود.تزئينات داخلي خودرو، همه، اسپرت شده، سيستم فرمان به طور کلي تغيير کرده، ترمز تقويت شده و قدرت موتور به
180 اسب بخار يعني به چيزي حدود دو برابر رسيده است.خودش مي گويد که من عاشق ماشين بازي ام. جالب اينجاست که قبول دارد برخي کارهاي انجام شده روي ماشين استاندارد نيست و امکان دارد خطرساز باشد. تازه، اين که چيزي نيست، جوان ديگري
22 ميليون تومان دست به جيب شده تا با تقويت موتور و ترمز و فنربندي، پژو
206 «خودش» را داشته باشد. قدرت موتور اين
206 بخت برگشته تقريبا
50 درصد تقويت شده و از
110 اسب بخار به
170 اسب بخار رسيده است تا در خيابان هاي پرترافيک! جولان دهد.
- رالي دوست داري
جوانان عاشق ماشين اسپرت يا همان «اسپرتيسم» خودمان، به دو دسته تقسيم مي شوند. يک گروه علاقه مند هستند وچون ماشين شان را دوست دارند و به آن عشق مي ورزند سعي مي کنند طوري خود را اسپرت کنند که اتفاقي براي خودشان، خودروشان و ديگران رخ ندهد. اما گروه دوم، فقط به قدرت موتور خودرو فکر مي کنند و صداي اگزوز و بوق و نه هيچ چيز ديگر. در اين که کار گروه دوم بايدکنترل شود با ما هم عقيده ايد گاهي در خيابان اگر در تشخيص هويت يک خودرو دچار مشکلات بس عديده شديد، اصلا به دلتان تشويش راه ندهيد. درست ديديد، چيزي که رد شد، يک دستگاه پرشيا(پارس) بود، که در حال حاضر المثني گرفته و تبديل به يک فقره خودروي عجيب شبيه به فراري شده است و درهايش به سمت بالا باز مي شود. کاپوت اين خودرو همان طور که ملاحظه مي کنيد! از جنس شيشه است به گونه اي که تغييرات انجام شده بر روي موتور آن نيز کاملا مشخص باشد. در اين لحظه امکان دارد شما به ياد آکواريوم افتاده باشيد. شک نکنيد که به خاطر هيبت دهشتناکش تا به حال چندين هزار تومان ناقابل به راهنمايي و رانندگي بدهکار است. اما خب بايد از جادوي عشق غافل نشويد تا بدانيد صاحب آن خود را چگونه وارد اين درياي متلاطم ]ترافيک[ کرده و هراسي به دل راه نداده است.برخي ها در پاسخ به اين که تصور نمي کنيد پول تان را دور ريخته ايد با برقي که از شوق در چشم هايشان نشات گرفته است، مي گويند: سرعت، جنون، آن دلهره شيرين که با هر ويراژ مي افتد توي جان آدم، زماني که پا را مي گذاري روي کلاج و ترمز اصلا فرصت نمي کني که معکوس بزني و به اين چيزها فکر کني. احساس مي کني تمام خونت توي سرت جمع شده، وقتي مانور تمام مي شود و روي طرف را کم مي کني، تازه متوجه مي شوي آن
7 ميليون را که خرج کرده اي، دور نريخته اي. گاهي از بخت بد، تصادف درست روزي اتفاق مي افتد که آخرين روز بيمه مصدوم است. حتي اگر دست و پايش سالم باشد به هيچ وجه رضايت نمي دهد. خب برادر من، مسابقه دوست داري! پيست يه کم بالاتر از ميدون آزادي، منتظره.
- شما هم بعله!
شايد فکر کنيد فقط جوان هاي
18 تا
29 سال عشق ماشين اند. اما با کمال شرمندگي از حضور شما، بايد به عرض برسانيم که اشتباه تصور کرده ايد. طبق گزارش منابع آگاه، يک نفر که
40 سالگي را قطعا پشت سر گذاشته، يک ميليون و
600 هزار تومان فقط بابت تعويض رينگ خرج کرده است و صاحب مغازه با خونسردي مي گويد: اين مسائل کاملا طبيعيه! اين تب، افتاده بين مردم و کوچک و بزرگ نمي شناسد و فقير و پولدار هم ندارد.قديم الايام سرتاسر يک خيابان نسبتا بلند را که طي مي کرديم، يکي، دو مغازه فروش رينگ، بيشتر پيدا نمي شد، حالا اما، تا دلتان بخواهد و تا جايي که دهان باز مي ماند مغازه هاي لوازم يدکي و اسپرت و رينگ پيدا مي شود. اين تب آنقدر مسري است که اگر يک نفر خودرو مدل
78 و دست دوم هم بخرد، محضر نرفته دنبال وسايل اسپرت مي گردد.
حتم دارم اين يکي را هنوز نشنيده ايد: پيکان جوانان مجهز به سيستم LCD!
درباره برخي، چشم و هم چشمي، از لوازم و تزئينات منزل استعفا داده و به اتومبيل کشانده شده است. ماشين ها براي هرچه بهتر شدن در سه مرحله زينت مي يابند که اصلي ترين آنها ظاهر خودرو است که شامل رينگ ها، بال عقب، چراغ ها، سان روف، باربند، شيشه ها، برف پاک کن ها، رکاب، سپر و... مي شود. مرحله دوم، تزئينات داخل خودروهاست; پرده ها، تودوزي ها، صندلي ها(آدم به ياد جهيزيه مي افتد) تعويض فرمان و دنده(البته نه از آن نوع که زنبوري بر گلي جلوس کرده باشد)، داشبورد، ضبط و حتي کمربند و آينه. جالب است بدانيد قيمت هرکدام تا مرز اعداد
5 تا
6 رقمي نوسان دارد!مرحله سوم هم که بيشتر مربوط به عشق سرعت هاست، مرحله مکانيکي پائين آوردن کمک فنرها و يا بالعکس. تقويت موتور که عمده ترين کاري است که در اين مرحله صورت مي گيرد و دستکاري اگزوز براي توليد سر و صداي بم و خفه، از بلاياي مکانيکي است که بر سر خودروهاي عشق اسپرت ها، نازل مي شود. تا به حال بعد ازظهر تابستان، با شنيدن يکي از همين اصوات نابهنجار، همانند فشنگي که از تفنگ دررفته است، از خواب پريده ايد واي از آن روزي که ماشين پدر خانواده که برحسب اتفاق
50 سال را رد کرده است خراب شود و به واسطه انجام امري مهم مجبور شود ماشين فرزند دلبندش را قرض بگيرد. موضوع اگزوز و سر و وضع ماشين و باقي اش را بي زحمت خودتان تصور کنيد.
خارج از گود
کساني که بيش از اندازه به پديده اسپرتيسم مي نگرند، شايد فراموش کرده اند که در انجام مراحل مختلف کار اسپرت کردن اتومبيل، اگرچنانچه بيش از اندازه برروي خودرو تغييراتي را اعمال کنند، ديگر گارانتي و خدمات پس از فروش شامل حال آنها نخواهدشد. براي مثال عمر متوسط روکش هاي اسپرت از يک سال تجاوز نمي کند. با توجه به اين مساله استفاده از روکش ها و تودوزي بالاتر از
500هزارتومان از سوي فعالان اين بخش توصيه نمي شود.مدير يکي از موسساتي که اين گونه خدمات را ارائه مي کند، مي گويد: تمام اجناس اين بازار به طور کامل از کشور چين وارد مي شود. حتي روکش فرمان هم از اين قاعده مستثني نيست. عمر متوسط هرکدام از اين روکش ها از يک سال تجاوز نمي کند با اين حساب چندان اهميتي ندارد که چه نوع روکشي براي فرمان مورد استفاده قرار گيرد.استفاده از رينگ و لاستيک پهن در بسياري از اتومبيل هاي اسپرت رايج است. اما بهتر آن است که بدانيم استفاده از اين نوع رينگ و لاستيک ها موجب آسيب ديدن جعبه فرمان مي شود و خودرو را از شمول گارانتي خارج مي کند.جاي تاسف و تعجب است که عمده جوانان خريدار، هنگام خريد خودرو به مسائل و نکات فني ازجمله آسيب ديدن موتور خودرو در اثر استفاده از لوازم جانبي چندان اهميت نمي دهند. يادش به خير آن زمان که جوان از دبيرستان فارغ التحصيل مي شد، يا در کنکور قبول مي شد، خودش را براي رساندن به يک دوچرخه يا دوربين عکاسي و چيزهايي از اين دست به آب و آتش مي زد و شب ها در روياهايش سوار بر دوچرخه، تمام شهر را رکاب مي زد، اما امروزه به محض فارغ التحصيل شدن يا قبولي در کنکور همه دلشان هواي ماشين مي کند. آن هم ماشين هاي مجهز به رينگ و سيستم و چنجر. جالب اين جاست که گاه به محض رسيدن به خواسته رنگارنگ دست از هدف اصلي برمي داريم و تمام وقتمان را به کيلومتر! کردن خيابان ها و بزرگراه هاي شهر و خارج از شهراختصاص مي دهيم.اينجاست که يک چيز برايمان مساله ساز مي شود، مساله اي که حتي اگر نتوانيم حلش کنيم، هيچ دلمان نمي خواهد صورت آن را پاک کنيم. کجا مي خواهيم برسيم با اين همه حتي با ورود خودروسازان ايران به عرصه بازار خودروهاي سفارشي، باز هم ماشين بازها و عشق خودروهايي خواهندبود که بخواهند طرح هاي ابتکاري خود را روي خودروها پياده و عملي کنند و همچنان با ديگران متفاوت باقي بمانند. اما کاش خودروشان را جوري«متفاوت» کنند که خطرآفرين نباشد.
بعد از اینکه ب ام و مدل X۵ Security رو تولید کرد و با استقبال خوبی هم مواجه شد تصمیم گرفت تا سری 5 ب
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت: 13:8
بعد از اینکه ب ام و مدل X۵ Security رو تولید کرد و با استقبال خوبی هم مواجه شد تصمیم گرفت تا سری 5 ب ام و رو هم به این سیستم ها مجهز کنه.
دلیل تولید مدل X5 Security هم این بود که آمار جرم و جنایت و حمله ی مسلحانه به اتومبیل ها زیاد شده بود و مردم میومدن به ماشینا حمله می کردن. اکثرا هم با تفنگ می زدن راننده و سرنشینان رو ناکار می کردن. نه بخاطر سرنشینا و نه بخاطر ماشین فقط برای دزدیدن طلا جواهر و اینجور چیزا.
ب ام و هم اومد و سیستم هایی رو روی ماشیناش پیاده کرد تا امنیت سرنشینان در مقابل این جور حملات حفظ بشه. مثلا از فناوری های موشک های بالستیک استفاده کردن و بدنه ی اتومبیل رو با مواد ضد گلوله پوشوندن که تا گلوله های کالیبر 0.44 رو می تونه از خودش دفع کنه!!!! حتی کف پوش اتومبیل رو هم از این مواد ساخته اند که اگه زیر ماشین چیزی منفجر بشه به سرنشینانش آسیبی نرسه و اینا. پنجره هاشون هم 22 میلیمتر قطر داره که اونا هم ضد گلوله تشریف دارند!!! بعد یه سیستم داره به اسم intercome که چیز زیادی ازش متوجه نشدم فقط مثل اینکه یه جوری با کسی که سوار ماشین می شه ارتباط برقرار می کنه و اگه تشخیص بده که دزد هستش درهارو قفل می کنه ، پنجره هارو می کشه بالا و دیگه عمرن استارت نمی خوره تا زمانی که راننده ی اصلیش پیدا بشه